چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵ / Wednesday 29th July 2026

 

نامه‌های جیمی کارتر به آیت الله خمینی

 


آیت‌الله خمینی عزیز
بر اساس تمایل شورای انقلاب برای پذیرش آن‌ها، از دو آمریکایی برجسته، آقای رمزی کلارک و آقای ویلیام جی. میلر [دیپلمات آمریکایی در ایران در سال‌های ۱۹۵۹ الی ۱۹۶۴] خواسته‌ام که این نامه را به شما برسانند و با شما و نمایندگان شما درباره وضعیت تهران و طیف کامل مسائل جاری بین ایالات متحده و ایران گفت‌وگو کنند.
به نام مردم آمریکا، از شما درخواست می‌کنم که همه آمریکایی‌هایی را که در حال حاضر در ایران بازداشت شده‌اند و همچنین افرادی که همراه آن‌ها هستند، بدون آسیب و در امنیت کامل آزاد کرده و اجازه دهید بدون تأخیر خاک کشور شما را ترک کنند. از شما می‌خواهم که دلایل قانع‌کننده انسانی که به طور مستحکم در حقوق بین‌الملل ریشه دارد را برای انجام این کار در نظر بگیرید.
از این دو نفر خواسته‌ام که با شما ملاقات کنند و دیدگاه شما را درباره رویدادهای ایران و مشکلاتی که میان دو کشور ما به وجود آمده است، بشنوند. مردم ایالات متحده خواهان برقراری روابطی بر اساس برابری، احترام متقابل و دوستی با ایران هستند.
آن‌ها بلافاصله پس از بازگشت به من گزارش خواهند داد.
با احترام،
جیمی کارتر

عالی‌جناب

آیت‌الله خمینی

قم، ایران

Novamber 6, 1979 (۱۵ آبان ۱۳۵۸)
Dear Ayatollah Khomeini:
Based on the willingness of the Revolutionary Council to receive them, I am asking two distinguished Americans, Mr. Ramsey Clark and Mr. William G. Miller, to carry this letter to you and to discuss with you and your designees the situation in Tehran and the full range of current issues between the U.S. and Iran.
In the name of the American people, I ask that you release unharmed all Americans presently detained in Iran and those held with them and allow them to leave your country safely and without delay. I ask you to recognize the compelling humanitarian reasons, firmly based in international law, for doing so.
I have asked both men to meet with you and to hear from you your perspective on events in Iran and the problems which have arisen between our two countries. The people of the United States desire to have relations with Iran based upon equality, mutual respect, and friendship.
They will report to me immediately upon their return.
Sincerely,
Jimmy Carter
His Excellency
Ayatollah Khomeini Qom, Iran

عالیجناب! من امکان این را داشتم که پیام بیست و یکم مارس شما را خطاب به مردم ایران بخوانم. من این پیام را یک سند اساسی برای آینده کشور شما تلقی می‌کنم. در این پیام شما موضع خود را در سیاست بین‌المللی مشخص نموده‌اید، این امر مورد توجه ما است. من موافقم که صلح جهانی نیازمند روابط جدید بین دولت‌ها ، بخصوص احترام به حاکمیت ملل و حق مردم دائر بر تعیین سرنوشت خود می‌باشد. مایلم تاکید کنم که این دو اصل که مکرر از طرف شما و آقای بنی‌صدر رئیس جمهوری عنوان می‌شود از اصول مورد قبول من نیز می‌باشد و ما به دنیا تصمیم خود را دائر بر عملی کردن این اصول چه در نیکاراگوئه، چه در افغانستان و یا در مقابل یک خطر احتمالی به حاکمیت یوگسلاوی ثابت نموده‌ایم. مایلم تأکید کنم که حکومت من وارث وضع بین‌المللی خیلی حساسی می‌باشد که نتیجه سیاست و اوضاع و احوال دیگری است و همه ما را به ارتکاب اشتباهاتی در گذشته وادار کرده است . مزیّت بزرگ دمکراسی امریکائی این است که همیشه توانسته است اشتباهات خود را شناسائی نموده و یا آنرا محکوم کند. ما موافقت خود را به کمیسیون تحقیق در کنگره امریکا برای روشن کردن حقیقت اعمال وخیم مداخله آمریکا مثلاً در مورد شیلی اعلام نموده‌ایم و این کمیسیون تحقیق، تصمیمات مهمی در مورد محکوم کردن این مداخله و تدابیر بسیار مهمی در قبال مسئولیتهای ناشی از این اعمال اتخاذ کرده است. ما آقای بنی‌صدر رئیس جمهوری را مطلع ساخته‌ایم که آماده‌ایم این کمیسیون تحقیق را در آمریکا به نحوی برنامه‌ریزی کنیم که بتواند حل این بحران بین ملتین ما را امکان‌پذیر سازد. همچنین ما آقای بنی‌ صدر رئیس جمهوری را از آمادگی کامل خود برای اهتمام جدّی در راه تأمین رضایت لازم مردم ایران برای حل مسالمت‌آمیز اختلافات موجود بین دو حکومت مطلع ساخته‌ایم. من می‌توانم به خوبی درک کنم که تصرّف سفارت ما در تهران می‌توانسته است عکس‌العمل موجّهی برای جوانان ایران تلّقی شود، اما زمان سپری می‌شود و من دلائل جدّی برای تردید درباره انگیزه‌های واقعی آنانی که سفارت ما را تصرف کرده‌اند در دست دارم. اشغال سفارت امروز مسائل عمده‌ای برای حکومت شما و حکومت ما ایجاد می‌کند و نهایتاً عامل اختلافاتی گردیده است که مانع رفع بحران کنونی و ایجاد روابط جدید براساس برابری و احترام متقابل که شما خواهان آن بوده و ما نیز با آن موافقت داریم می‌باشد. ما آماده پذیرش حقایق جدیدی که مولود انقلاب ایران است می‌باشیم این امر همچنان هدف ما و آرزوی ماست . زیرا من تصور می‌کنم ما هدف واحدی را که صلح جهانی و برقراری عدالت برای همه ملل است تعقیب می‌کنیم. از زمان عزیمت شاه سابق مخلوع از امریکا که به دلایل انسانی و درمانی پذیرفته شده بود، حکومت من تصمیم گرفت که در این مسائل مداخله نکند. ترک پاناما یک تصمیم شخصی شاه سابق بوده و ما نسبت به مذاکراتی که بین خود او و سادات برای پناه یافتن در مصر انجام یافته است کاملاً بیگانه بوده‌ایم. ما با مراجعت او به امریکا مخالفت کردیم، ما با معالجه او در بیمارستان‌های امریکائی و بوسیله پزشکان امریکائی مخالفت کردیم، ما کلیه اطلاعاتی که درباره وضع مزاجی شاه سابق داشتیم در اختیار آقای بنی‌صدر رئیس جمهوری گذاردیم. من حفظ اصل تفکیک کامل دو موضوع را اساسی می‌دانم بحران فیمابین باید از راه اعمال اراده و قابلیت حکومتهای ما بر مبنای واقعیات و منافع آینده جدی دو ملت حل و فصل شود . می‌خواهم مؤکداً خاطرنشان کنم به محض اینکه مسئله فوری از طریق انتقال مسئولیت گروگانها به حکومت ایران حل شود ما آماده اتخّاذ رویّة معقول و دوستانه‌ای برای حل و فصل مسائل عدیده دو جانبه فیمابین می‌باشیم. ایجاد یک کمیسیون مشترک به عنوان عامل رسیدگی به مسائل دو جانبه به ما توصیه شده است. ما آماده‌ایم با نظر مساعد این فکر را بپذیریم و بتوانیم چنین کمیسیونی را بعنوان وسیله‌ای که روابط آینده ما را توسعه دهد تلقی نمائیم. تمنی دارم مرا در حل بحران فیما بین براساس ضوابط منصفانه و شرافتمندانه جداً یاری نمائید و از این بابت نهایت حق شناسی را خواهم داشت. دو ملت ما نیز از شما حق‌شناسی خواهند نمود .اجازه می‌خواهم جسارتاً اعلام دارم که بنظر من، زمان و دشمنان واقعی نظام‌های سیاسی مربوطه ما به زیان ما مشغولند. 

 با تقدیم بهترین احترامات. جیمی کارتر 26 مارس 1980 (۶ فروردین ۵۹)

منبع اسناد تاریخی روابط خارجی ایالات متحده، ۱۹۷۷-۱۹۸۰، جلد یازدهم، بخش ۱، ایران: بحران گروگانگیری، نوامبر ۱۹۷۹-سپتامبر ۱۹۸۰ سند ۲۲۶

Historical DocumentsForeign Relations of the United States, 1977–1980, Volume XI, Part 1, Iran: Hostage Crisis, November 1979–September 1980Document 226 

Excellency:

I have read your message to the Iranian people dated March 21.3 I consider it to be a key document for the future of your country.

In that message you also defined your international policy choice. This concerns us. I agree that the peace of the world requires new relations between States, especially respect for the sovereignty of nations and the right of peoples to self-determination.

I wish to say to you that these two principles often expressed by you and by President Bani-Sadr are my principles, and we have proved to the world our decision to implement them, in Nicaragua, in Pakistan, and in the face of a probable threat to the sovereignty of Yugoslavia. I wish to say to you that my Government inherited a very delicate international situation—the product of another policy, of other circumstances which have led us all to commit errors in the past.

The great advantage of American democracy is that it has always been able to recognize or condemn its mistakes. We agreed to the Congressional Commission of Inquiry to clarify the truth of serious acts of American intervention such as in the case of Chile, and that Commission of Inquiry made very important decisions condemning that intervention and taking very important measures against those responsible for those acts. President Bani-Sadr has been informed by us that we are prepared to establish this Commission of Inquiry in the United States within the framework of a program which would allow the settlement of this crisis between our two nations.

We have also informed President Bani-Sadr of our great willingness to make a major effort and give the Iranian people the necessary satisfactions in order to solve peacefully the disputes between our two Governments. I can understand very well that the takeover of the Embassy of our country there could be an understandable reaction of the youth of Iran. But the situation has changed, and I have serious reasons to harbor doubts as to the true motivations of those who took over our Embassy.

Today this takeover is creating major problems for your Government and for mine. It has now become an element of discord which does not allow us to end the present crisis or to establish these new relations which you talk about and which we accept on the basis of equality of mutual respect. We are ready to recognize the new realities created by the Iranian revolution. This continues to be our objective and our hope, because in the final analysis I believe that we share a single objective—world peace and justice for all peoples. From the moment that the overthrown former Shah left the United States where he had been admitted for humanitarian reasons and for medical purposes, my Government decided not to intervene in these problems. The ex-Shah’s departure from Panama was his own personal decision, and we were in no way involved with the negotiations he himself undertook with Sadat in order to find refuge in Egypt. We would like there to be no misunderstanding on that point: We opposed his return to the United States, we opposed his being treated in American hospitals and by American physicians. We conveyed to President Bani-Sadr all the information we had on the physical condition of the former Shah. I consider it to be essential to maintain the principle that these two problems should be kept totally separate. The crisis between our two countries must be resolved by the will and the capacity of our Governments to act in accordance with reality and in the interest of a serious future for our peoples. I wish to say to you that as soon as the immediate problem is resolved by the transfer of the hostages to the custody of the Iranian Government, we are ready to adopt a reasonable and friendly attitude in regard to our numerous bilateral problems. It has been recommended to us that there be established a Joint Commission as the instrument for dealing with those bilateral issues. We would be receptive to this approach and could see the Commission as the means for developing our future relationship. I would ask you to make a great effort to help me to resolve the crisis between our two countries in a manner which is fair and honorable for all. I am very grateful to you. Our peoples will be very grateful to you. I would note for you that in my humble opinion time and the true enemies of our respective political processes are working against us.

With my greatest respect,

signed: Jimmy Carter


░▒▓ همه نوشته‌ها و ویدئوها در آدرس زیر است: 
همنشین بهار 

 

 

 

 

  


برای ارسال این مطلب به فیس‌بوک، آیکون زیر را کلیک کنید:
facebook


جانباختن حمید اشرف و کمی بیش از آن

جانباختن حمید اشرف و کمی بیش از آن

در این بحث از حمید اشرف که تمام هَّم و غَمّش در شهر و کوهستان، «تاکتیک و استراتژی مبارزه مسلحانه» بود، یاد می‌شود. در ادامه به سایر جانباختگان هم اشاره می‌شود. (از سال ۱۳۵۳ به بعد). در سالهای ۵۴ و ۵۵ مقابله ساواک با مجاهدین و فدائیان اوج گرفت. از آنجا که پس لرزه‌های این رویارویی در زندان هم عمل می‌کرد، بخشی از آن را (از هر دو سازمان) ذکر می‌کنم.

آیا اسیر کشی سال ۶۷، مسبوق به سابقه است؟
۲۹ فروردین سال ۵۴ و قتل ۹ زندانی سیاسی 

آیا اسیر کشی سال ۶۷، مسبوق به سابقه است؟

۳۰ فروردین ۱۳۵۴ (یا دقیق‌تر بگویم ۲۹ فروردین آن سال)، حدود ۵۰ روز بعد از تشکیل حزب رستاخیز، ۹ نفر از زندانیان سیاسی در تپه‌های اوین به رگبار بسته شدند.
در زمانه‌ای که دنائت مستولی و مروّت متواری ا‌ست و«شهر خالیست ز عشاق»، مرا چاره نيست از بازنمودن چنين حال‌ها، با این آرزو که ابتذال شر گورش را گم کند و بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر. ضرورت طرح بحث، وارونه‌نمایی آن واقعه مهیب است& ضرورت طرح بحث، وارونه‌نمایی آن واقعه مهیب است. با این توضیح که: ساواک و امثال پرویز ثابتی، مسئله امروز مردم ایران نیست.

یادداشت داریوش آشوری در مجله فردوسی و پاسخ علی شریعتی

یادداشت داریوش آشوری در مجله فردوسی و پاسخ علی شریعتی

این مطلب دربرگیرنده یادداشت آقای داریوش آشوری است که سال ۱۳۴۶ در مجله فردوسی منتشر شد و پاسخ زنده یاد علی شریعتی یه آن. نیت من ثبت امر واقع و مبارزه با فراموشی است نه موضعگیری له یا علیه جریان و فردی.

برگردان متن روی استوانه کورش
Translation of the Text on the Cyrus Cylinder 

برگردان متن روی استوانه کورش

استوانه یا فرمان کورش و در فارسی به عنوان منشور کورش، هم یک سند مکتوب، و هم یک اثر باستانی است. گِل‌نِبِشته‌ِ مزبور برای بسیاری از ما، تنها یک قطعه سفال و گل رُس خشکیده نیست، «مانترا»یی خیال‌انگیز و خاطره نیاکان ماست اما روی آن چی نوشته شده؟ تنها به فتح بابل در ۵۳۹ پیش از میلاد اشاره دارد؟
???? خوب است بدانیم این گِل‌نبشته که نه به زبان هخامنشیان (خط میخی ایران قدیم)، بلکه به زبان اَکّدی (زبان مردم بابل) نوشته شده، چی هست و چی نیست...

مجبوریم مختار باشیم

مجبوریم مختار باشیم

این بحث به جبر و اختیار اشاره دارد که به قدمت تاریخ فلسفه است و بزرگترین مساله همه دانشوران عالم بوده، هست و خواهد بود. شاید برای بیشتر ما این پرسش پیش آمده که اگر زنجیره شوندها و شدها (علت و معلول) یا، فرنودها و فرنوده‌ها (دلیل و مدلول) در کار هستند و انتخاب‌های ما را پدید می‌آورند، اختیار اصلاً معنایی دارد؟ آیا آنچنان که خیام می‌گفت: ما لُعْبَتِکانیم و فلک لُعبَت‌باز؟ از روی حقیقتی نه از روی مَجاز؟...

۲۸ مرداد سال ۳۲، مشمول مُرور زمان نمی‌شود

۲۸ مرداد سال ۳۲، مشمول مُرور زمان نمی‌شود

«بعد از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، زنجیرهای گران استعمار بر دست و پای ملت ما هر روز بیشتر و بیشتر پیچیده شد. قراردادهای نفت با کنسرسیوم، ورود در پیمان استعماری بغداد که بعد به سنتو تغییر نام داد، قراردادهای اقتصادی و سیاسی و استعماری متعدد با آمریکا و انگلستان، کاپیتولاسیون جدید و قراردادهائی نظیر آن، روز به روز میهن ما را در جهت وابستگی هر چه بیشتر به غرب به خصوص به آمریکا پیش برد...»

گفتگوی اکونومیست با هنری کیسینجر به مناسبت صد سالگی
A Conversation With Henry Kissinger at 100 Years - 6/15/2023 

گفتگوی اکونومیست با هنری کیسینجر به مناسبت صد سالگی

اواخر آوریل ۲۰۲۳، اکونومیست دو روز از زمان خود (و بالغ بر ۸ ساعت) را صرف گفتگو با هنری کسینجر کرد. درست چند هفته پیش از صدمین سالگرد تولدش، وزیر خارجه سال‌های دور و مشاور امنیت ملی، نگرانی‌های خود را در باب خطرات درگیری‌های قدرت‌های بزرگ مطرح ساخته و راه‌حل‌هایی نیز برای جلوگیری از آنها ارائه داد.

امیرحسین آریان‌پور، منادی آموزش پویا و آموزگار نقد علمی اجتماعی

امیرحسین آریان‌پور، منادی آموزش پویا و آموزگار نقد علمی اجتماعی

دکتر آریانپور در رژیم پیشین هم استبداد را برنمی‌تافت. ازهمین رو، ۱۳۲۹ از دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، ۱۳۳۵ از مؤسسه علوم اداری دانشگاه تهران، ۱۳۴۲ از دانش‌سرای عالی، ۱۳۴۴ از سازمان تربیت معلم و تحقیقات تربیتی دانشکده ادبیات دانشگاه ملی، ۱۳۴۷ از مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران، اخراج شد. چرا؟ چون نظام مستبد عصر خود را برنمی‌تافت. بعد از انقلاب هم با دشواری‌های زیادی روبرو شد و نبود و در رادیو و تلویزیون نیز هیچگاه حضور نیافت. عاقبت مرتجعین برایش پاپوش دوختند و سال ۱۳۵۹ بی‌موقع بازنشسته شد و از آن زمان، خلوت‌گزینی اختیار کرد.

جشن‌های باستانی ایران، یادگار نیاکان

جشن‌های باستانی ایران، یادگار نیاکان

بعد از اشاره به جشنهای فروردگان، اردیبهشتگان، خردادگان، تیرگان، آمردادگان، شهریورگان، آبانگان، آذرگان، دیگان، دی دادار، بهمنگان، سپندارمذگان، به جشنهای پایان محصول، جشن انگور (شانادر بایرامی) یا جشن خرمن (کوکوله) جشن برداشت انار، عسل، هویج، گل گاوزبان، برنج، جشن برداشت ساقه‌های طلایی گندم، جشن نیلوفر، همچنین به جشن گاهنبار – و نیز به آیین «نو اوستی”، جشن خاوندکار، سیر سور، مهرگان و توسره اشاره می‌شود.

هنر ایران
«یادگار از روزگارانی غبارآلود»

هنر ایران </br> «یادگار از روزگارانی غبارآلود»

برای کندوکاو در تاریخ هنر ایران، باید به دوره پیشا‌تاریخ، دوره تاریخی، دوره میانه و دوران جدید توجه داشت. دوران پیش‌تاریخ شامل سپیده‌دم هنر و تمدن فلات ایران (دوران آغازین)، هنر و تمدن ایلام و در نهایت دوره کوچ بود. که به کوتاهی شرح دادم.
بعد از آن اندکی به هنر و تمدن ماد، هنر و تمدن هخامنشی، هنر و تمدن اشکانی و هنر و تمدن ساسانی پرداختم. اکنون، عصر پسا ساسانی...

معراجنامه ابن ديلاق - ذبیح بهروز

معراجنامه ابن ديلاق - ذبیح بهروز

بعد از اشاره به پژوهشگر، نمایشنامه نویس، و زبانشناس ذبیح بهروز که طنز هم می‌سرود، یکی از آثارش - معراجنامه ابن ديلاق - را که کمتر در دسترس است، ثبت می‌کنم.
از کسانی كه از ذبیح بهروز تاثير گرفته‌اند می‌توان صبحی مهتدی، خان ملك ساساني صادق هدايت، شهيد نورائی، انجوی شيرازی،امام شوشتری، اكبر آزاد و... را نام برد. گفته می‌شود ذبیح بهروز به دكتر مصدق نزدیک بوده است.

گاه‌شُماری ایرانی
گاه‌شُماری، دانشی است که به تعیین و محاسبه زمان می‌پردازد 

گاه‌شُماری ایرانی

«به نام و نیرو و یاری آفریدگار اورمزد و امشاسپندان؛ سروران خوب نیکوکار، و همه ایزدان مینو...» در این بحث به گاه‌شُماری ایرانی اشاره نموده، توجه و تامل دوستان پاکیزه رأی و پاک اندیش را به آن جلب می‌کنم. (منظور از گاه‌شُماری، دانشی است که به تعیین و محاسبه زمان می‌پردازد. سیستم تقسیم زمان به سال‌ها و ماه‌ها و روزها) «گاه‌شُماری» دانشی است که به تعیین و محاسبه زمان می‌پردازد.

آتئیسم؛ Atheism با هیستری ضدمذهبی یکی نیست

آتئیسم؛ Atheism با هیستری ضدمذهبی یکی نیست

در این بحث بعد از توضیح آتئیسم Atheism (خداناباوری)؛ که در جامع‌ترین معنا، نداشتن باور به وجود خدا و خدایان است، به آتئیسم نو می‌پردازم که با نظرات افرادی چون: سام هریس، کریستوفر هیچنز، دنیل دنت، ریچارد داوکینز و نه فقط آنها) بر سر زبانها افتاده‌ است، همچنین به گفت‌و شنود آنان که با عنوان «چهار سوار» The Four Horsemen منتشر شده است. چون در خِلال بحث از پوزیتیویسم منطقی و حلقه وین صحبت می‌شود، به این مورد هم اشاره می‌کنم.

جشن سَده، رَپیتْوین و کمی بیش از آن

جشن سَده، رَپیتْوین و کمی بیش از آن

رَپیتْوین اشاره یه ایزد موکل بخشی از زمان است و «گاه‌ رَپیتوین» بیان‌گر کیفیتی از زمان که می‌توان آن‌ را وضیعت آرمانی نامید. گاه رپیتوین زمانی است که آفرینش مقدس خیر هستی می‌یابد و پیروزی فرجامین آن حاصل می‌شود. جشن سده، با جشن رپیتوین در ارتباط است. «جشن‌ سده»، به پیشواز بازگشت رَپیتوین می‌رود.

ذخیرهٔ خوارزمشاهیِ سیداسماعیل جرجانی
نخستین کتاب به زبان فارسی در طب 

ذخیرهٔ خوارزمشاهیِ سیداسماعیل جرجانی

این بحث در مورد سیداسماعیل-جرجانی، و ذخیره خوارزمشاهی (الذخیره فی الطبمهمترین کتاب او است. ذخیره خوارزمشاهی بر خلاف دیگر کتب پزشکی چون «کامل الصّناعه» مجوسی اهوازی و الحاوی محمّد زکریّای رازی و قانون ابن سینا و... نه زبان عربی، بلکه فارسی بود و آنان که عربی نمی‌دانستند به آسانی توانستند بهره‌مند گردند.

میراث مکتوب نیاکان
این مطلب هنوز آماده نیست 

میراث مکتوب نیاکان

به فرهنگ ایران باستان ارج می‌نهم و یادآوری و بازخوانی آنچه را بن‌مایه هویت خویش می‌دانیم و از دیرباز در زبان و فرهنگ و آیین‌ها و اسطوره‌هایمان تداوم یافته، ضروری می‌دانم. به خاطره جمعی که بویژه از راه تاریخ حماسی و به یُمن زبان فارسی، در کُنهِ ضمیر ما ریشه دارد، تعلق خاطر دارم، و به ایده ایران و استمرار تاریخی و فرهنگی آن اعتقاد دارم، اما... اما، منظورم از برجسته‌کردن میراث مکتوب نیاکان، آریاگرایی‌ و

تُنبان و ابوموسی
سنجاق‌کردنِ جزایر سه‌گانه به قباله امارات!

تُنبان و ابوموسی</br>سنجاق‌کردنِ جزایر سه‌گانه به قباله امارات!

این بحث به مهمترین گزاره‌های مربوط به جزایر ایرانی خلیج فارس می‌پردازد و تامل و توجه شما را به آن جلب می‌کنم. نگارش و تدوین بخش اصلی این بحث به پیش از ۱۶ اکتبر ۲۰۲۴(۲۵ مهر ۱۴۰۳) برمی‌گردد که اتحادیه اروپا و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس (متشکل از قطر، عمان، کویت، عربستان سعودی، امارات و بحرین) و ۲۷ کشور عضو اتحادیه اروپا بیانیه مشترکی ۵۷ بندی، با یک بند (بخش دی پاراگراف ۴۶) درباره جزایر ایرانی صادر کردند.

شهسواران میدان علم
بوعلی ‌سینا، طبیبِ خِرد

شهسواران میدان علم </br>بوعلی ‌سینا، طبیبِ خِرد

در سالهای گذشته از شهسواران میدان علم گفته و نوشته‌ام که برخی از آنها منتشر شده‌است. ابونصر فارابی، شهاب‌الدین سُهروردی، مُحیى‌الدین اِبْن‌ِعَرَبى‌، ابوحامد محمد غزالی، ابوالفضل بیهقی، محمد بن زکریای رازی، ابوریحان بیرونی، غیاث الدین جمشید کاشانی، ابن هیثم، محمد بن موسی خوارزمی، ابوریحان بیرونی، خواجه نصیر طوسی، ابوالوفا بوزجانی، ابویوسف الکِندی، گالیله، یوهانس کپلر، نیوتن، آلبرت آینشتاین، استیون هاوکینگ، ادوارد سِیگِن، جان رالز، لئون فوکو (فوکالت)، توماس پین، برتراند راسل، دکارت، رابرت بویل، بیکن، گیلبرت لوییس، هایزنبرگ، شرودینگر، جارلز تونز، الکساندر پوروخوروف، ارنست بلوخ، همچنین دکتر محسن هشترودی، دکتر غلامحسین مصاحب، دکتر علی جوان، پرویز شهریاری و مریم میرزاخانی...
اکنون به ابوعلی سینا می‌پردازم

تِزهایِ آوریل ۱۹۱۷ - راهگشای انقلاب اکتبر

تِزهایِ آوریل ۱۹۱۷ - راهگشای انقلاب اکتبر

این بحث به تزهای آوریل ۱۹۱۷ апрельские тезисы اشاره دارد، نقشه راهی که لنین، پیش گذاشت و گفته می‌شود بدون آن، انقلاب اکتبر به وقوع نمی‌پیوست. ضرورت طرح آن، آشنایی با انقلاب یا کودتایی است که آینده جهان را تغییر داد، بر ادبیات و هنر تاثیر گذاشت و گفتمان تازه‌ای باب کرد.